معرفی سبک ساختارشکنی Deconstruction style

سبک ساختارشکنی

اولین بار ژاک دریدا فیلسوف فرانسوی اواخر دهه ی شصت میلادی این نام را برای پروسه ی شکستن فرم های مرسوم و مرز های معمول به کار برد. ساختار شکنی در مد، فشن آیتمی است که به نظر می آید تمام نشده، ازهم جدا شده اند، بازیافت شده اند، شفاف و یا عجیب اند و طراح هنوز در حال تجربه کردن محصول است.

سبک ساختارشناسی

این عبارت بیشتر برای توصیف شورش علیه هنر سنتی استفاده میشود و امی اسپیندلر، این گرایش را یک یاغی گری علیه میراث صنعت مد میداند. دوختن آستر بیرون کت یا زیپ و درز هایی که در معرض دید هستند نمونه هایی از ساختار شکنی در مد هستند. درواقع، طراحان به جای اینکه سعی در مخفی کردن مراحل دوخت و تولید لباس را داشته باشند، هر چیزی که به لباس زیبایی میبخشد را از بین میبرند تا چیزهایی که زیر لایهء زیبا قرار دارد را به نمایش بگذارند. البته در این تئوری یک پارادوکس وجود دارد و آن هم این است که در پروسهء نابود کردن مد، یک مد جدید ایجاد میکنید. یا همانطور که مارتین و کودا میگویند،ساختار شکنی به یک ساختار جدید بدل میشود.

سبک ساختارشکنی

آنتی فشن یک فرم ساختار شکنی در فشن است که در آن طراحانی مثل وست وود، ژان پل گوتیه، ورساچه، گالیانو و همنت از “خیابان ها” الهام میگیرند. این نوع ساختار شکنی بر قدرت ضد فرهنگ بر آشکار کردن تابو های اجتماعی و سیاسی دلالت دارد و لباس های زنانه و مردانه را ترکیب میکند. این سبک باعث میشود مهمترین نیاز انسان به لباس یعنی پوشش از بین برود و باعث میشود لباسها غیر قابل استفاده، بی سلیقه و کهنه به نظر برسند. البته برخی هم هستند که این سبک را به عنوان ساختار شکنی قبول ندارند. می توان گفت این سبک یک نمایش فیزیکی از فلسفه نیست؛ بلکه یک واسطه بین فشن و فلسفه است.

سبک ساختارشکنی

استایلینگمقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code